مطالعات فرهنگی رادیکال |
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
|
|
درباره وبلاگ
مطالعات فرهنگی می تواند به مردم برای به دست گرفتن حق حاکمیت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پیکار برای فرهنگ های بدیل و دگرگونی های سیاسی نیرو دهد. مطالعات فرهنگی یک مد زود گذر دانشگاهی نیست بلکه می تواند بخشی از پیکار برای جامعه ای بهتر و زندگی بهتر باشد. ( داگلاس کلنر )
منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
برخی از مقالات پیشین
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
جوانان، كارناوال انتخاباتي و سكسواليته
در رمان ۱۹۸۴ بعد از هماغوشی مخفیانه زن و مرد درباره کنترل سکسوالیته در دیکتاتوری صحبت می کنند. زن می گوید تو فکر می کنی اگر سکسوالیته ممنوع نبود فکر می کنی کدام انرژی توده های مردم را به مشارکت کنندگان فعال سیاست دیکتاتوری تبدیل می کرد. فکر می کنی کسی که در تختخوابش در رخوت هماغوشی به سقف زل زده را می توان به راحتی به هر نمایش سیاسی کاذبی کشاند؟ (نقل به مضمون است البته). دیکتاتوری سیاه کنونی به خوبی از فرمول های قدیمی استفاده می کند. خیل دختران و پسرانی که در فضای کارناوالی انتخابات ایرانی در خیابان ها و اجتماعات و صفحات اینترنتی با سر و صورت رنگ کرده و علائم و نشانه های کاندیداهای (جنایتکار) هرباره از سر و کول هم بالا می روند و پر شور و پرهیجان له یا علیه این یک یا آن یک سخن می گویند و یقه می درانند نشان می دهد که جمهوری اسلامی در مهندسی اجتماعی خود چندان ناموفق نیست. بله. متاسفانه کنسرت بهاره ای در کار نیست که دست پارتنر خود را کسی بگیرد و در شامگاهی در مه الکل و مستی با ريتم موسيقي پر هيجاني آن كس را كه مي خواهد به خود بفشارد و زير گوشش شعر ترانه را تكرار كند. بله. در جمع بودن و لذت بردن از صداها، خنده ها، بدن ها، نگاه ها و شعرها ممكن نيست. بي بهانه نمي توان تكاني به بدن داد، هيجاني به صدا، شوري به نگاه. سرمايه اسلامي همه را زير كنترل فاشيستي خود دارد. البته بسياري ناپرهيزي كرده اند و تكاني به خود داده اند. اما رد زخم را نيز كمتر كسي با خود ندارد. فحشي فلان جا. توهيني بهمان جا. تذكر لساني در آن خيابان. بازداشت موقت در اين ايستگاه مترو. زندانكي. عكسي با شماره اي آويخته از گردن. اما حكومت خدا اين انرژي كنترل شده را كاناليزه مي كند. بهره ي سياسي از انرژي سكسوئل براي تداوم سركوب و ديكتاتوري. ديكتاتوري؟ كيست كه اين همه جوان فعال در اين و آن كمپ انتخاباتي را نبيند. سلطه به ما مي نماياند كه سلطه اي در كار نيست. امكاناتي براي تغييييييير وجود دارد. و آن جامعه اي كه پژوهشگر-پارتيزان هايش مدعي اند تحت سلطه و بهره كشي مفرط قرار دارد، خود به زبان هاي مختلف از مشاركت خود سخن مي گويد. دختركان زيبارويي با موهاي رنگ گرده و افشان و با پارچه هاي سبزي بر دور مچ و ساعد خود براي تغيير در تلاشند. پسران و مردان جدي با نقل قول هاي سنگين به حضور در اين ميدان فراخوان مي دهند. به نظر مي آيد در سطح مرئي و آنچه به صورت روزمره تجربه مي كنيم شواهدي وجود دارد كه ما با يك ديكتاتوري روبرو نيستيم. پس به يك جنبش مقاومت مردمي براي سرنگوني ديكتاتور نيازي نيست. اين شواهد البته با بسياري از شواهد ديگر روزمره در تضاد است. اما همين تضادها به گيجي و بلاتكليفي سياسي دامن مي زند و ابتكار عمل جامعه را مختل مي كند. اما براي درك ماهيت يك پديده و از جمله يك رژيم سياسي بايست از سطح آگاهي روزمره عبور كرد و به تحليل علمي از آن پديده پرداخت. دستور كاري كه همچنان گشوده است. من در اينجا فقط مي خواهم اشاره اي كنم به يكي از جامعه شناسان اوليه يعني پاره تو. و اين تز او كه معتقد بود كنش هاي اجتماعي مردمان داراي دو سطح است. توجيهات و ته نشست ها. جوانان براي شركت در كارناوال انتخاباتي كنوني توجيهات فراواني سرهم بندي مي كنند. اما آنچه در زير اين كنش ها قرار دارد، امري متضاد است. آنها به نام آزادي بيشتر به ميدان آمده اند اما در واقع اين سركوب آنان است كه رشته هاي بازيگرداني آنان را در دست دارد. سرمايه اسلامي تنها كار افزونه را تصاحب نمي كند تا در راستاي منافعش سرمايه گذاري كند. سرمايه اسلامي بر سكسواليته نيز چنگ انداخته و آن را در آنجايي كه به نفع حاكميت سركوبگرش است به كار مي گيرد. اين شورمندي ها ناشي از حياتي بودن مجادلات چهار چهره ي متفاوت ديكتاتوري نيست. اين شورمندي ها ناشي از گذازه هاي حيات بخش جان هاي افراد جامعه است. آن روزي كه جامعه منبع راستين شورمندي خود را بداند، ديكتاتورها به موجودات رقت انگيز سرگرم كننده اي بدل خواهند شد كه در باغ وحش جامعه ي آزاد آينده در آرزوي آنند كه توسط كودكان بيشتري براي تماشا انتخاب شوند.
|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در یکشنبه 10 خرداد1388 | موضوع: |
|
|