تبليغاتX
مطالعات فرهنگی رادیکال
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
درباره روز دانشجو 

شانزدهم آذر، قلب‏ها و مشت‏ها

از آنزمان که گلوله‏های شلیک شده از دهان سلاح‏های سرکوب و سود و کنسرسیوم‏های بورژوازی جهانی و دلالان وطنی‏شان سینه‏های دانشجویان را در دانشکده فنی تهران هدف گرفت، 16 آذر رنگی دیگر گرفت. رنگی به سرخی خون.

زنجیره‏ی سرخ مقاومت، نسل‏هایی از سوداییان رهایی و برابری را در بیش از نیم قرن به یکدیگر پیوند داده است. آن پرچمی که دست به دست سالهای سیاه دیکتاتوری‏های سفید و سبز را در سرسراها و محوطه‏های دانشگاه‏های ایران درنوردیده، دستهای جوان جدیدی را گرد خود دارد. دستهای همبستگی جوانانی که آزادی را و برابری را سرودی کرده‏اند که دیری است بر لب‏های کارگران، زنان و دختران سرکوب‏شده، حاشیه‏نشینان و سلب‏صداشدگان جاری است. جوانانی که سودایشان راهیابی به مجلس‏ها و کابینه‏ها در زیر ردای اصلاح‏طلب‏ها و اصول‏طلب‏ها نیست. دست‏های جوانی که دستشان در دست اعتصابیون ایتالیا، کارگران آلمان، دانشجویان فرانسه، معدنچیان چین، کارگران غیرقانونی عربستان و سندیکاهای سرخ ترکیه است و نه بانکداران انگستان، مجتمع‏های تسلیحاتی آمریکا، روحانیون متنفذ نجف و میلیاردرهای نوین روسیه. گرد مرگی که خفقان و رعب در دهه‏های سی و شصت در دانشگاه پراکنده کرد، این نهال هزار ریشه و هزار شاخه را از جوانه زدن بازنداشت. 16 آذر متعلق به ما است. به مقاومت. به آنانکه در برابر فریب و سرکوب قد خم نمی کنند. به آنانکه موج‏های بلند خشمشان بناهای مجهز به پلیس و دادگاه و حراست و انتظامات را به شن ریزه‏هایی مبدل خواهد کرد که زیر پای بازیگوش خردسالان فردا پراکنده خواهند شد.

شانزدهم آذر امسال را در شرایط نوینی گرامی می‏داریم. نظم مستقر، خشمگین و ترسناک از تولد دوباره جنبشی کاملا مستقل از دستگاه های تنظیمی خود در دانشگاه‏ها، رژه‏های هیتلری را تدارک می بیند. بناپارت کوتاه قامت و کژاندیش، سکان سفینه‏ی مصیبت را در دستان خود گرفته و بسته‏های فقر و محنت را در جعبه های تحول اقتصادی میان کارگران توزیع می کند. چهره‏های پلید تمام داستان‏های فانتزی، از صفحات زرد تاریخ بیرون پریده و سوار بر خودروهای زرهی عصر پسامدرن، جوانی و خنده و جنسیت را در کوچه پسکوچه‏های شهر شب‏زده شکار می‏کنند. راهروهای دادگاه‏ها و دادسراها و اتاق‏های کمیته‏های انضباطی مملو از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی است که فریاد زده‏اند نه، و تن نداده‏اند.

چه باک اگر دفترهای تحکیم خدعه و نیرنگ، روزهای دانشجو را با سپاهیان تاریکی تقسیم می‏کنند. چه باک اگر چهره‏ها و سازمان‏های پوشالی بر طبل تسلیم و سازش، فرقه‏گرایی و شعبده‏بازی‏های سیاسی می‏کوبند. در برابر سیلاب کور سرمایه، که خصوصی‏سازی دوی خردادی را به گارد سرکوب سیاسی و فرهنگی دولت نهمی مجهز کرده است، جان‏های آگاه و شورمند دانشجویان سدهایی از مقاومت و ابتکار می‏آفرینند. آن حرکتی که از سال 1382 در دانشگاه گسترش یافت و نام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به خود گرفت، سازمان‏یافتگی و همبستگی دانشجویانی بود که پشتگرمی خود را در بازوان نیروی کار و تولیدکننده‏ی جامعه می نگریست و نه دستان به خون آغشته‏ی مفسران تلویزیون‏ها یا جوخه‏های نظامی امپریالیستی. حرکتی که مروج سازمان یافتگی مستقل دانشجویان، زنان، کارگران و سرکوب‏شدگانی است که آزادی و برابری خود را خود به دست خواهند آورد. 16 آذر امسال اگر چه بر بستر سرکوب وحشیانه‏ی فعالان این جنبش می گذرد، اما تلاش برای عقب گرداندن تاریخ به مضحکه‏ی عاملین آن خواهد انجامید. خودسازمان‏یابی جنبش سرتاسری آزادی‏خواهی و برابری طلبی، خودآموزش‏یابی گروه‏های تحت ستم، با قلب‏های سرخ و مشت‏های همبسته‏ی طغیانگر،  دانشگاه را از نظامیون، و جامعه را از سرمایه داران بازپس خواهد گرفت.  

 

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در جمعه 15 آذر1387 | موضوع:
بالا