تبليغاتX
مطالعات فرهنگی رادیکال
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
شکافتن خاوران؟ شکفتن خاوران؟ 
در تیرگی‏های تاریک تهران امروز، بولدوزرهای زرد رنگ رژیم دهان خاطرات خاک اندود این میهن تلخ را باز می‏درند و از بتن می‏آکنند. گورستان خاوران اندامی است از خون، گوشت و خاطره که اعدام می‏شود، باز بیست ساله تا بیست و هفت ساله، همچون همان رفیقان جوان.

خاوران کجاست؟

گورستان غیر مسلمانان. پیشا تاریخ خاوران گورستان بهاییان بوده است. گورستان اسلامی ادامه‏ی شهر اسلامی است. مقوله بندی، نشان گذاری، و حذف شورشیان. مذهب، دورکیم نشان می‏دهد، که خودِ جامعه‏ی بدوی مکانیکی است. اتصال اعضای این جامعه را نه پیوند ارگانیک انسانها، که چسب انتزاعی موهومی به نام مذهب تأمین می‏کند. نافرمانی، سخت و خونین جزا می‏یابد، چرا که چیزی واقعی جامعه را به یکدیگر پیوند نمی‏دهد. جامعه‏ی اسلامی (مسیحی، یهودی، یا هر یاوه‏ی دیگری) هر اندام جاندار شوریده بر جامعه (مذهب) را خونین و خشونت‏بار جزا می‏دهد، تا زنده بماند، زیستن کرمی عفن در لجن‏زار رکود و رخوت.

زمانی که اسلام، انقلاب را می‏بلعد، جخ تاریخ خاوران آغاز می‏شود. می‏گویند سعید سلطانپور و موسی خیابانی در آنجا دفن‏اند. یکی شاعر فدایی خلق، دیگری مجاهدی که با گلوله در برابر خمینی ایستاد. آنانی که به مذهب جامعه‏ی طبقاتی سر خم نکردند شناسایی شده، نشانگذاری شده و اعدام می‏شوند. حذف از گورستان رسمی، ادامه‏ی حذف از شهر رسمی است. تقویم خونبار دهه‏ی شصت، با لایه‏های خاک قبر ورق می‏خورد. سنگ قبری اما در کار نیست. سرکوب، همانگونه که فروید می‏گوید، رد پای خود را می‏زداید و می‏روبد.

زندان در اسلام، مرحله‏ای از فرآیند حذف است. جامعه‏ی طبقاتی، سکون پیشین خود را می‏طلبد، سکونی که قدسی است و انقلاب پایه‏های ان را به لرزه درآورده. چسب دوباره‏ی اجتماع، محتاج راه حل نهایی زندان‏ها است. در ۶۷ آخرین نسل خاوران به صورت جمعی از رحم انقلاب زاده می‏شود، درست هنگامی که در گورهای جمعی جامعه‏ی طبقاتی دفن می‏شود.

جامعه‏ی طبقاتی اسلامی شورشی را در ملاء عام حلق آویز می‏کند (پاسدارانی که از طولانی بودن و مقیاس وسیع ساماندهی خونین زندان‏ها به ستوه آمده اند درخواست می‏کنند که اعدامیان را تیرباران کنند. پاسخ نمایندگان خدا در جامعه‏ی طبقاتی این است: حکم خدا آن است که دشمنان خدا را حلق آویز کنید). گفته‏ی رایج آن است که کشتار ۶۷ دور از چشم ها صورت پذیرفت. تئوری اما خطا نمی‏کند. جامعه‏ی طبقاتی جزا را نشان می‏دهد. تا انسجام دروغین خود را دوباره بازسازد. اینکه صدایی برنیامد لکنت حنجره‏های تماشاگرانی بود که قصاوت چنین نمایشی را حتی در تصور نیز تصویر نمی‏کردند. حد اعلای قانون مجازات اسلامی، کشتار ۶۷ بود، راه حل نهایی زندان‏های جمهوری اسلامی مرگ. هدف از مجازات در جامعه‏ی مکانیکی، حفظ و تجدید یکپارچگی جامعه‏ی طبقاتی است. بیرون از خاوران، شهر دوباره اسلامی شده بود.

از مکانیک جامعه‏ی طبقاتی به دینامیک جامعه‏ی بی‏طبقه

تاریخ گذار از جامعه‏ی مکانیکی، تاریخ انقلاب محکومین است. حفره‏ی حذف، حفره‏ی نشت نیز است. امر سرکوب شده، باز می‏گردد. آخرین انقلاب، اولین آزادی‏ست. آنکه گور انقلاب را می‏آشوبد، کاخ ستمش بر باد است. دینامیک انقلاب، نوشته نمی‏شود. عمل می‏شود.

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در سه شنبه 1 بهمن1387 | موضوع:
بالا