تبليغاتX
مطالعات فرهنگی رادیکال
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
کوتاه  
هوشنگ ماهرویان محقق است. به کتاب ها و اسناد دسترسی خوبی دارد و همچون یک پژوهشگر حرفه ای در همه جا می نویسد. اگر فرهنگ توسعه منتشر نشود نقادی از چپ را در اعتماد ملی ادامه می دهد. یگانه متفکر تنهایش را شنیده اید احتمالا. مصطفی شعاعیان را می گوید. ماهرویان شعاعیان را برگزیده تا تسویه حسابی بنیادین با چپ کند. شعاعیان ضد لنینسم است. ماهرویان این نکته را برجسته می کند. اما شرف می خواهد تشریح موضع ضد لنینیستی شعاعیان. یک پژوهشگر حرفه ای اما انسان مدرنی است که سنجیده برمی گزیند. به کرات به کتاب شورش اثر شعاعیان اشاره می شود. اما محتوای اثر رازآلود باقی می ماند. ماهرویان می داند که کمتر کسی به این کتاب دسترسی دارد. پس هراس چندانی از بنا کردن عمارتی بر آب ندارد. ماهرویان قلمش را می تازاند. در زمین سوخته ای که قلم بدستان را شمع آجین کرده اند. او کمونیست ها را سخاوتمندانه نقادی می کند. در زمینی که ... یک پژوهشگر به حقیقت پایبند است. اما پژوهشگر حرفه ای در جامعه طبقاتی به معیارهایی دیگر پایبند است. اما حقیقت هیچگاه نابود نمی شود محقق. نسخه هایی از کتاب شورش اینجا و آنجا پیدا می شود. به جز شما کسان دیگر نیز هستند که لوکاچ و آلتوسر را خوانده اند. مبارزه طبقاتی علیرغم هرمنوتیک شما جاری است. درست است. ماشین کشتار طبقه حاکم زمین بازی را به نفع شما چیده است. عجیب است که از فقدان دموکراسی و رواداری در میان چپ ایرانی دم می زنید. جالب می بود اگر امکان سخن گفتنی که برای شما مهیا است برای چپ ایرانی ( همان تباری که شما نقاد شجاع قلب آن در دیکتاتوری امروزی هستید) نیز مهیا بود. آنزمان معنای استدلالات علمی شما را بیشتر می فهمیدیم. درباره ی شعاعیان حتمن کار مفصلی خواهم نوشت اما فعلن این را بگویم که ارکستر عظیمی به نقادی از چریک های فدایی خلق (تا جانباختن حمید اشرف) سازهای خود را کوک کرده و همنواز شده. هیچ حرکت و جریانی فارغ از تعینات تاریخی و اجتماعی خود نیست. آن حرکت نیز. اما هیچ نقدی غیر سیاسی نیست. و سیاست کشتیبانان گفتمان سلطه امروز بر سر این مسأله واحد است. سیاست ضدهژمونیک و مقاومت بایست این مسأله را مطرح کند: مارکسیست های ایرانی دهه ۵۰ برای پیکار طبقاتی امروز جامعه چه دارند؟ این پرسش افکنی معطوف به حقیقت است، و در سویه ی سرکوب شدگان می پژوهد.

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز

...

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در شنبه 26 بهمن1387 | موضوع:
بالا